X
تبلیغات
رایتل
رازها و دروغ ها
آرشیو
موضوع بندی
شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1386
فیلمنامه ی اپیزودیکِ " نودنیک و کلاید"

Episode (1)

بانی: کلاید عزیزم، از دست من سرخورده شدی، می دونم. منم همینطور...راستش خسته شده م بسکه دنبال یه مرشد حسابی گشتم و پیدا نکردم. اصلا می خوام آرزو کنم « مری پاپینز» باشم تا جواب هر سوالی رو آماده با خودم داشته باشم...آه ، چی می شد من مری پاپینز بودم؟

 

Episode (2)

خداوند متعال [ با لهجه ترکی] : این بَندَه ی ما گناه دارد طیفلک، همه ی عمرش فگط همین یک آرزو را داشته... حگش است برآورده اش کنیم تا ...نِ همه ی آن جماعتی که تا بحال ازش دعوت نکردَه اند در بازی آرزوها شیرکت کند بسوزد. اجی مجی لاترجی*...

                               

    ... بوم !!!

 

 

 

Episode (3)

 

نود نیک: کلاید عزیزم، هرچی توی تنبونم گشتم آچار فرانسه پیدا نشد. گوشت کوب به دردت می خوره؟

 

 


*توضیح : خدا علاوه برترکی حرف زدن و « اجی مجی» کردن، گاهی اوقات هم سوت میزنه یا دست تو دماغش می کنه.

 

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105538


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Blogroll Me!