X
تبلیغات
رایتل
رازها و دروغ ها
آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1386
کنعان

دیروز به عمد مسیرم را طوری تنظیم کردم که از جلوی یکی از سینماهای جشنواره رد بشم. تقریبا" جلوی سینما آفریقا هیچ خبری نبود. برنامه رو خریدم و چند لحظه ای جلوی سینما مکث کردم. آقایی جلو اومد و گفت که یک سری بلیط سینما فرهنگ داره سانس .... یه نگاهی انداختم به برنامه و گفتم که نمی خوام. تو راه نگاهی به بقیه برنامه انداختم. راستش اصلا" ترغیب نشدم که زحمت به خودم بدم و در دوره ای که هیچ خبر خاص و غیر خاصی هم نیست برم جشنواره! راستش هر چقدر برنامه را ورق زدم خبری نبود که نبود. فقط فییلم های فرمان آرا، موتمن و مانی حقیقی. فیلم فرمان آرا که از جشنواره خارج شد، انگیزه خاصی برای دیدن فیلمی از موتمن هم ندارم فقط می ماند کنعان ؛ راستش خیلی دوست دارم کنعان را ببینم؛ آبادان و کارگران ... را که اصلا" ندیدم و تا امروز فقط قسمت کوتاهی از هامون بازان را دیده ام. در مورد چیزهایی که ندیدم خوب چه نظری می تونم داشته باشم؟  ولی بد جوری می خوام کنعان رو ببینم؛ یه دلیلش شاید چهارشنبه سوری باشه و لذت خاص بعد از آن؛ شاید به خاطر خود حقیقی و شاید هم به خاطر ترانه؛ 

جشنواره بد جوری بی مزه به نظر می رسد. دیگر خبری از سالهای پایانی دهه هفتاد نیست، دیگر صفی در کار نیست،  دیگر نه بازار سیاهی است و نه دعوایی و شکستن شیشه ای. آخرین سالی که سینما قدس جزء سینماهای جشنواره بود را خاطرتان هست؟ آژانس را کجا دیدید؟ سگ کشی را چطور؟ شما هم جلوی سینما فرهنگ برای ایستادن در صف بلیط مجبور شدید به قانون صف جداگانه برای خانم ها و آقایان تن بدهید ؟ از دهه شصت و اوایل دهه هفتاد ما خبری نداریم. لابد فوق العاده بوده صف هایش، تحمل سرمایش، آدم های داخل صف هایش و ..... ما که ندیدیم؛ خوش به حال شما.  


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105538


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Blogroll Me!