X
تبلیغات
رایتل
رازها و دروغ ها
آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1387
مهرداد فخیمی؛ همسفر مسافران

                                                                                                     

درست از همان روزهای شروع این علاقه لعنتی به خود سینما، تمایل عجیبی هم به فیلمبرداری بوجود آمد. دوربین از خیلی وقت قبلترش شیئی مقدس بود؛ ولی حالا دوربین فیلمبرداری چیز دیگری بود. ابهت داشت؛ اندازه اش، ترکیبش، و لنز و صندلی و پروژکتورهایش. کرین که دیگر جایگاه امپراطوری بود. چقدر آن سالها دوست داشتم روی صندلی یکی از آنها بنشینم. آخر تصویر یک فیلمبردار روی کرین در کنار کارگردانی که آن پایین روی زمین ایستاده و گردنش را کشیده تا چیزی را با فیلمبردارش در میان بگزارد، وسوسه انگیز بود. همان سالها دقتم روی تیتراژها بیشتر شد. اسمها آرام آرام آشناتر شدند؛ محمود کلاری، اصغر رفیعی جم، علیرضا زرین دست، مازیار پرتو، تورج منصوری، نعمت حقیقی، عزیز ساعتی و ... مهرداد فخیمی.

حالا فخیمی نیست و ما طبق معمول همه وقت هایی که کسی مرده، شروع می کنیم به مرور خاطراتمان. از تیغ و ابریشم و هزاردستان گرفته تا چریکه تارا، مسافران، مرگ یزدگرد و ....

                                           


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 105495


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Blogroll Me!